خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دلریخته

    دلریخته

    روز پاییزی ی میلاد تو در یادم هست

    روز خاکستری ی سرد سفر یادت نیست

    ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من

    در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

    تلخی ی فاصله ها نیز به یادت مانده ست

    نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

    یادم هست

    یادت نیست!

    خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود

    پس چرا گشته شبانه، در به در یادت نیست؟

    من به خط و خبری از تو قناعت کردم

    قاصک، کاش نگویی که خبر یادت نیست

    یادم هست

    یادت نیست!

    عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید

    کوزه یی دادمت ای تشنه، مگر یادت نیست؟

    تو که خود سوزی ی هر شب پره را می فهمی

    باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

    تو به دل ریختگان چشم نداری، بی دل

    آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

    یادم هست

    یادت نیست!

     

    <<شهیار قنبری>>

    -------------------------------------------- 

    انگار شهیار من این شعر رو ۲۹ سال قبل واسه همچین روزی گفته

    این پست رو گذاشتم به یاد کسی که من رو نمی شناسه!!!

    دیروز تولدش بوده

    و طبق معمول الان خوابه

    مخصوصا که دیشب دورش شلوغ پلوغ بوده

    می دونم که اگه این رو بخونه می گه نفهمیدم

    پس بهش چیزی نگین، بذارین راحت باشه! باشه؟!

    و دیگر هیچ

    موفق باشید


    این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : یادت ,یادم ,یادت نیست ,نیست یادم ,یادت نیست؟ ,
    دلریخته

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر