خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مثل سیگار خطرناک ترین دودم باش...

    دیشب خواب عجیبی دیدم

    دیشب بعد از سالها خواب یه دوست قدیمی رو دیدم

    دیشب بعد از سالها خواب یه دوست قدیمی و صمیمی رو دیدم

    دیشب خواب یه عزیزی رو دیدم که کما بیش به پستهای اخیر مرتبطه

    دیشب یادم اومد که چقدر دلم برای اون دوستم تنگ شده

    دیشب واقعا دلم هواشو کرد

    کاش میشد یک بار دیگه ببینمش؛ یا حداقل صداشو بشنوم

    الان بدجور بهش نیاز دارم...

     

    زندگی یک چمدان است که می آوریَش...بار و بندیل سبک می کنی و می بَریش

    خودکشی مرگِ قشنگی که به آن دل بستم...دستِ کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

    گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم...به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

    چمدان دستِ تو و ترس به چشمان من است...این غم انگیزترین حالتِ غمگین شدن است

    بی تو با من با بدن لختِ خیابان چه کنم...با غم انگیزترین حالتِ تهران چه کنم

    بی تو پَتیاره ی پاییز مرا می شکند...این شبِ وسوسه انگیز مرا می شکند

    قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش...هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش

    قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم...طوری از ریشه بکِش ارّه که کوتاه شوم

    مثل سیگار خطرناک ترین دودم باش...شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش

    هر پسربچه که راهش به خیابانِ تو خورد...یک شبه مرد شد و یکّه به میدان زد و مُرد

    من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم...و از آن روز که در بندِ تواَم آزادم

    چای داغی که دلم بود به دستت دادم...آنقَدَر سرد شدم از دهنت افتادم

    می پرم دلهره کافیست،خدایا تو ببخش...خودکشی دست خودم نیست،خدایا تو ببخش


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دیشب ,خواب ,دیدم دیشب ,انگیزترین حالتِ ,دوست قدیمی ,سالها خواب ,دیشب خواب ,
    مثل سیگار خطرناک ترین دودم باش...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر